بمناسبت صدمین سالگرد جنگ جهانی اول

بمناسبت صدمین سالگرد جنگ جهانی اول

درنشریه کارگاهی مونیخ Auf Drahtروی خط، دراین باره سلسله مقالاتی،توسط DKP ،حزب کمونسیت آلمان و KAZ، روزنامه کارگری کمونیستی منتشرشده است. <روی خط> درتوضیح این مقالات می نویسدبا فرارسیدن اول آگوست، سالگرد صدمین سال جنگ جهانی اول مطالب زیادی درباره جنگ وصلح به گوش ما میرسد. اولین جنگ درتاریخ بشرکه درواقع تمامی جهان را دربرگرفت و 20 میلیون کشته، میلیونها معلول، سرزمین های سوخته وتخریب کارخانجات وویرانی شهرها را بجای گذاشت. هرچند که امروزهیچکس تصوروقوع یک جنگ جهانی سوم را نمی کند ، ولی باوجود اختلاف شرایط گذشته وامروز، دلایلی که منجر به جنگ شد همچنان به قوت خود باقی است. بنابراین نباید چشم برواقعیت بست وخطرجنگ های بزرگتررا نادیده انگاشت . دراین لحظه حساس تنها، کسی که وظیفه خودرا بشناسد می تواند با آن مقابله نماید.

دردو مقاله پیشرو شما< دست ها ازاکرایین کوتاه باد! به تاریخ 1/4/ 2014 و<ابتدا یوگسلاوی وحال اکرایین> 13/5/2014 ،هدف نشان دادن این واقعیت تلخ است که چگونه باردیگر،درپشت تکامل سیاسی واقتصادی وباصطلاح قبول مسئولیت شرافتمندانه درجهان آنطور که درقرارداددولت ائتلافی آلمان آمده است، خطروقوع جنگ جهانی دیگری درحال شکل گیری است.

دست ها ازاکرایین کوتاه باد!

اینکه چگونه جهان ،اگر آلمان مسئولیت انرا بدست بگیرد به پرتگاه جنگ رانده می شود، هم اکنون آنرا تجربه می کنیم. ولی درباره موضوع مشخص دخالت آلمان دراکرائین تا چه اندازه به بسط دمکراسی منجر می شود ویا منازعه قدیمی برای بسط امیال امپریالیستی همچنان درجریان است، بسادگی قابل تفکیک نیست، چون، مقصرین اصلی نه آنچه رسانه های یک دست شده بورژوازی به افکارعمومی حقنه می کنند دولت آلمان، بلکه پوتین غیر دمکرات وخودکامه است که به بحران مرتب دامن می زند. همه پرسی شبه جزیره کریمه که ساکنان آن پیش از90 درصد به پیوستن به روسیه رای داده اند، غیر قانونی وپایمال کردن حق ملل، ارزیابی می شود وپوتین به اتخاذ سیاستی خلاف روح زمان برای تعیین محدوده مناطق نفوذ خود همانند قرن 19 متهم می گردد.

هدف جنگ ازدید آلمان، تضعیف روسیه است

نزدیک به 100 سال پیش هم، روسیه درتبلیغات آلمان مسبب شروع جنگ جهانی اول قلمداد می شد. ولی درواقع این امپراتوری آلمان بود که امپراتوری هابسبورک ها را تشویق به اعلام جنگ علیه صربستان نمود. درمقابل روسیه هم دست به بسیج قوای خودزد، چون صربستان درحوزه نفوذ روسیه قرارداشت. حادثه ای که می شد انتظار آنرا داشت. وبدین نحو روسیه بعنوان متجاوزتعریف ومعرفی می گردد،که بایددربرابرآن ازخوددفاع نمود! وبه این بهانه تعرض دولت آلمان به حوزه نفوذروسیه آغازمی شود.

متعاقب آن، نقشه های راهبردیمتفکرین سرمایه انحصاریکه چگونه می توان روسیه را تضعیف نمود، ونواحی شرق وجنوب شرقی آنرابرای سودآوری سرمایه خودی تصرف کرد بروی میز سیاستمداران وفرماندهان ارتش قرارمی گیرد. یکی ازاین نظریه هااین بود که روسیه را باید مانند یک پرتقال تکه تکه کردوازشرایط مناطق حاشیه ای امپراطوری روسیه که مردم آن، بخصوص دهقانان، درشرایط بسیاراسفناک سرکوب وستم تزاری درفقروفلاکت بسرمی برند استفاده کرده وازآن جدانمود. یکی ازاین مناطق درآنزمان همانندامروزاکرائین بود. این منطقه که ازنظرموقعیت مناسب جغرافیائیسیاسی درکناردریای سیاه و رو به دریای خزروقفقازواقع است وازمنابع سرشارطبیعی برخوردارمی باشد،علاقه سرمایه داران وزمینداران بزرگ آلمانی را بخودجلب می کرد.

تحریک به قیام

درحکمی ازطرف صدراعظم آلمان به تاریخ 11/8/1914 چنین آمده است: „آنچه که درحالت صلح قابل حصول نبود باید به عنوان اهداف جنگ علیه روسیه اعلام شود„(تحریک به جنگ) ، که نه تنها لهستان بلکه اکرائین راهم دربرمی گرفت1. این امرکمی قبل ازشکست کامل آلمان سرانجام یافت،درست زمانیکه روسیه با آلمان پیمان صلح منعقدنموده بودوکارگران ودهقانان روسیه دراکتبر1917 جنگ طلبان داخلی را سرنگون کرده وقدرت را بدست گرفته بودند. یکی ازاولین تدابیرحاکمیت جدید انتشاریک قطعنامه صلحبودوآنهم درزمانیکه که جنگ طلبان آلمانی قادرشده بودند با توسل به زوراکرائین را ازروسیه جداکنند. دراین چنین شرایط درحال تحولی، محافل ارتجائی ابتدا اکرائین مستقلیرا سرهم بندی کردند وامپراطوری آلمان را به کمک طلبیدند، وبدنبال آن نیروهای آلمانی این کشوررا اشغال کردند. باشکست امپراطوری آلمان، ارتش این کشورمجبورشد ازاکرائین خارج شود. بدنبال این تحولات کارگران ودهقانان اکرائینی برقوای ارتجاعی وابسته به آلمان پیروز شدند که سپس این کشور به اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی پیوست.

اهداف قدیمی

ازآنجائیکه درآلمان انقلاب کارگران ودهقانان 1919/1918 با شکست روبروشده بود ولی اهداف گذشته هم چنان دردستورکاربورژوازی انحصاری وحامیان او قرارداشت وعاملی بود که جنگ جهانی دیگری برپاشود که بسیاروحشتناکتروخونین ترازاولی بود. دراکرائین ارتش فاشیستی آلمان وباندهای نازی مشترکن با فاشیست های اکرائینی بیرحمانه مردم را مورد تعدی وضرب وشتم قراردادند.ومنابع عظیم مادی وحیاتی مردم را تخریب وبه نابودی کشاندند.از20 میلیون قربانی کشورشوراها نزدیک به 8 میلیون نفر اکرائینی بودند. ولی اهداف گذشته همچنان پابرجا مانده بود.Elmar Brok الماربروک رئیس کمیته خارجی درپارلمان اروپا وعضواتحادیه دمکرات های مسیحی آلمان CDU که نزدیک به بنیادکنرادادنائراست، دلایل علایق آلمان به اکرائین را چنین بیان می کند:

اکرائین کشوری است با امکانات وسیع اقتصادی ودارای یک ملت کاردان ودانش آموخته، وشرایطی کاملن مناسب کشاورزی! وبهیچ وجه نباید این کشوراروپای مرکزی را به روسیه واگذاشت ،بخصوص به لحاظ جغرافیای حساس سیاسی واقتصادی و شرایط بارآوری زمین که آنرا معروف به انبار غله اروپا کرده است، آنچه که ما درمدرسه درباره اکرائین آموخته ایم. اینها مجموعه دلایلی است که اکرائین باید به اروپا تعلق داشته باشد.“2 این جملات همگی معرف اهداف قدیمی جنگ بزبان دیگری است.آنچه که به جغرافیای سیاسی اکرائین مربوط می شودنشریه تجارت – „Handelsblatt درسال 2004 می نویسد: اکرائین کریدوری برای انتقال انرژی روسیه واحتمالن ذخایرنفتی دریای خزراست ومیتواندبه توپ بازی کرملین تبدیل شود.“3.

روش های قدیمی

درنشست بنیادکنرادادنائربوکس زن معروف اکرائینیKlitschko Vitali کلیچکو که سالهاست مورد حمایت این بنیادقراردارد، حضورداشت.این فرد که موسس حزبSchlag Derضربه است، هدف این جریان دست سازامپریالیسم آلمان را چنین توضیح می دهد: „ادغام هرچه سریعتراکرائین دراتحادیه اروپا4 وانعقادقراردادی که مدتهاست درباره آن مذاکراتی جریان دارد. هنگامیکهJanukowitsch یانوکوویچ رئیس جمهوری آنزمان بخاطرضررهای حاصله اقتصادی ازطرف روسیه درپائیزسال پیش – 2013- ازامضای این قراردادخودداری کرد،اعتراضات سازماندهی شده درمیدان کیف شکل گرفت. هفته ها درکیف کلچینکوبعنوان مدافع دمکراسی درراس رسانه های خبری غرب تبلیغ وموردپشتیبانی قرارگرفت . تهاجم واعمال قهرنیروهای فاشیستی وهمکاری تنگاتنگ حزب Udarضربه باحزب آزادی Swoboda، که یک جریان کاملن فاشیستی است و توسط کارگزاران فاشیسم آلمانی درحین جنگ جهانی دوم دراکرائین بنا شده بود، مسکوت گذاشته شد. درضمن این حزب با حزب ناسیونال آلمان NDP که یک حزب دست راستی وفاشیستی است همواره همکاری تنگاتنگی داشته است. البته این تمامی مسئله نبود.آقایSteinmeier اشتین مایروزیرامورخارجه آلمان درکنارکلیچنکوازحزبUdar ورئیس حزب آزادیSwoboda ، بارهبرحزبVaterlandspartei سرزمین پدری و دزد مالیاتیTimoschenko تیمچنکونیزبعنوان سومین نماینده اپوزیسیوندرارتباط بود. از طرف دیگراشتین مایربا گفتگو با این سه نفرورئیس جمهوری اکرائین یانوکوویچ به ائتلافی گسترده و با گذشت های زیاد دست یافت، بطوریکه نشریه Faz با شادی وافری اعلام کردآلمان پذیرای مسولیت شده است.“5 ولی.اپوزوسیون اکرائین درپناه چنین مسئولیت پذیری یک کشور قدرتمند،یعنی آلمان با جسارت تمام به این ائتلاف پشت پامی زند ودرفردای آن با یک کودتای نظامی قدرت را تصرف می کند. حال در دولت خودخوانده فاشیست هادراکرائین جای خوش کرده اند وحتی پست دادستانی کل کشورراهم به فاشیست های حزب آزادی واگذارشده است.

ازاولین تدابیردولت جدید،ممنوعیت زبان روسی بعنوان زبان دوم اکرائین وحذف پاراگراف مربوط به قانون کیفری که هرگونه انکارجنایات فاشیسم قابل تعقیب ومجازات قانونی می باشد، بود. مجسمه های یادبود ضدفاشیستم پاکسازی شد! وبه دفاتر ومنازل نه تنها کمونیست ها بلکه به اعضای حزب منطقه ای یانوکوویچ همحمله ورشدندوشهروندهای یهودی باردیگر اطمینان به آینده خودرا ازدست دادندو تهاجم به آنها وبناهای آنهافزونی یافت، قابل تعجب نیست که چرا اکثریت قاطع مردم درکریمه رای به پیوستن به روسیه دادندوناوگان دریائی روسیه دردریای سیاه به حالت آماده باش درآمده است. این کوره جنگ به هرشکلی که تکامل یابد، جنگ افروزان را همین جا، درآلمان ونه درمسکوبایدجستجوکرد.

منابع:

1) zitiert nach „Zwischen Moskau und Berlin (II)“ v. 15.5.2012, http://www.german-foreign-policy.com

2) zit. nach: „Der Schlag des Boxers“ v. 14.5.2012, www. german-foreign-policy.com

3) Handelsblatt 23.11.2004

4) http://www.kas.de 25.1.2011

5) http://www.faz.net 22.2.2014

ابتدایوگسلاوی حال اکرائین!

اکرائین آبستن یک جنگ داخلی است. حکومت جدید که باکودتابسرکارآمده است وتوسط آلمان وناتوپشتیبانی می شود، تانگ های خودرا علیه مردمی به شرق اکرائین روانه می کند، که رژیم خودخوانده وبه قدرت رانده شده توسط فاشیست ها ونیزعضویت دراتحادیه اروپا را رد می کنند.مخالفین دولت کیف درچندین شهرساختمان های مجلس وپاسگا ههای پلیس را اشغال کرده اند وخواهان انجام همه پرسی برای تعیین وضعیت آینده منطقه خویشند. درادساجنوب اکرائین، مخالفین دولت خودخوانده کیف جهت حفاظت خویش دربرابردستجات فاشیستیتریبون راستبه خانه اتحادیه کارگری پناه می برندکه درهای خروجی بروی آنها بسته می شود و فاشیست های حامی دولت آنرا به آتش می کشند..بیش از40 نفردرآتش زنده زنده می سوزندویابرای نجات جان، خودرا ازپنجره ها به پائین پرتاب می کنندوکشته می شوند. تمامی این جنایات نه تنها باعث جلوگیری پشتیبانی دولت فدرال آلمان ازرژیم کیف نمی شود،بلکه برعکس اشغال ساختمانهای پارلمان غیرقانونی اعلام ومحکوم می گرددودرهمانحال دولت کودتایی کیف که با توسل به قهر به قدرت رسیده است بعنوان دولت گذارقانونن به رسمیت شناخته می شودوهمزمان دولت روسیه متهم می گرددکه تنها بخاطرسهم بیشتردرقدرت به این بحران دامن می زند، تابتواند بعدازالحاق غیرقانونی کریمهخلاف قوانین بین المللیبهانه ای بیابد که قسمت های دیگری ازاکرائین را تصرف کند. دراین مورد به هیچ وجه احتیاجی نیست که بطرفداری ازدولت روسیه پرداخت بلکه کافیست تاریخ چند دهه اخیررا مورد مطالعه قرارداد ودید که چگونه نمایندگان آلمان حقوق بین المللی را تفسیرمی کنند؟ درواقع آنطورکه منطبق با منافعشان باشد.

پایمال کردن حقوق خلقها

15 سال پیش آلمان بعدازسال1945 برای اولین بار جنگ دیگری را آغازکرد، جنگ علیه یوگوسلاوی، جنگی که هیچگونه توجیه حقوقی بین المللی نداشت، جنگی که با هدف تجزیه کامل یوگسلاوی به اجرا درآمدوحتی یک منطقه کوچک مانند کوسوووهم ازآن بی نصیب نماند، جنگی که ازسالها پیش برای آن برنامه ریزی شده بود. درروز 3 اکتبر1990 روزی که جمهوری فدرال آلمانBRD ، جمهوری دمکراتیک آلمان DDR را متصرف شدوبه بزرگترین دولت اروپا ارتقاء یافت، صدراعظم آنموقع آلمانHelmut Kohl هلموت کهل اعلام کرد: „ما به این مهم آگاهیم که تخطی ناپذیری مرزها واحترام به حاکمیت ملی واستقلال تمامی کشورها دراروپا یک شرط اساسی برای صلح است.1″ این گفته درواقع برای آرام کردن افکارعمومی دربرابردولت مقتدرکنونی آلمان بود. چون همزمان بااین مانور، سیاستمداران آلمان پشتیبانی ازجدائی طلبان اسلووانی وکرواتی راآغازکردند. درست یکسال بعدآلمان برخلاف خواست متحدین اروپایی خوددراتحادیه اروپا ونیز سازمان ملل متحد و ایالات متحده آمریکا،اسلووانی وکرواتی رابعنوان کشورهای مستقل به رسمیت شناخت ودرادامه آن تجزیه وبرسمیت شناختن بوسنیهرتزگووین را با وجود تمامی هشدارها وبروزجنگ داخلیدنبال نمود. بطوریکه آقایKinkel کینکل وزیر امورخارجه ورئیس پیشین سازمان اطلاعات وامنیت آلمان درسال 1992 باوقاحت تمام اعلام کرد صربستان باید بزانودرآیدوبدین سان سنت تبلیغات جنگی قدیم را احیانمود، برای اینکه اهداف گذشته دربالکان تحقق یابد.

نزدیک به 80 سال پیش امپراطوری آلمان دراتحاد بااتریش، مجارستان باشعارصربستان بایدنابودشود، وارد جنگ جهانی اول شد، تاکوشش بورژوازی درحال صعود بالکان راکه مستقل ازقدرت های بزرگ درصددایجادیک کشورواحددرحوزه بالکان بوددرهم شکند. پادشاه اتریش کمی قبل ازآغازجنگ جهانی اول درنامه ای به امپراطوری آلمان می نویسد:“صربستان باید بعنوان یک قدرت دربالکان حذف شوددراین هنگام اما اتفاق دیگری رخ داد. باشکست امپراطوری آلمان که درآن ارتش صربستان سهم بسزائی داشت، امپراطوری پادشاهی صربستان، کرواتی واسلووانی برقرارشد، ومتعاقب آن نخست وزیراین کشورPasicپاسیک درکنفرانس صلح 1919 اعلام کرداین کشورسدی نفوذناپذیردربرابرتمایلات تجاوزگرانه شدیدآلمان بطرف شرق خواهدبودسدی که باردیگردرجنگ جهانی دوم شکسته شد. دربهارسال 1941 هیتلرفرمانی بدین مضمون صادرکرد:“تدارکات لازم نظامی اتخاذگرددویوگسلاوی بعنوات یک کشورباقهرازمیان برداشته شود2 . متعاقب این فرمان یوگسلاوی باردیگرموردتهاجم قرارگرفت وبه ده بخش اشغالی تجزیه گردید. گشتاپو، ارتش وفاشیست های محلی وابسته ماننداوستاچا ازکرواتی باسبعیت وبیرحمی تمام مشغول قتل عام مردم شدند. ولی تحت رهبری حزب کمونیست یوگسلاوی مقاومت توده ای رشدیافت. پارتیزانهای یوگسلاوی، کارگران، دهقانان، پیشه وران ودانشگاهیان بامبارزات قهرمانانه خود بالاخره فاشیستهای اشغالگررابه عقب راندندوکشوررادر29/11/1945آزادکردندوسپس فدراسیون جمهوری خلق یوگسلاوی اعلام شد. این کشور47 سال دوام آورد سالهای که صربی ها، کرواتی ها، اسلونی هاوبوسنی ها درصلح وصفای نسبی باهم زندگی کردند.تااینکه امپریالیسم آلمان باردیگرسربلندکرد وحوزه بالکان را درپاسخ به منافع نواستعماریش تجزیه نمودوراه را برای نفوذ به شرق بازنمود.

حاکمین آلمان به آنچه که می خواستندرسیدند. درحال حاضریوگسلاوی به شش کشوروکوسووی کوچک تقسیم شده است. کوسووکه درسال2008به چهاربخش اشغالی تقسیم شده بود برخلاف خواست صربستان وخیلی ازکشورهای دیگربعنوان یک کشورجداگانه برسمیت شناخته شد.واین عمل برخلاف مصوبات سازمان ملل متحد درسال 1999 بودکه درآن تجزیه ناپذیری مرزهای صربستان تضمین شده بود.3 . هم اکنون دومین سهمیه بزرگ خارجی ارتش آلمان همچنان درکوسوو مسقراست. کشورهای نوظهورکاملن ورشکسته اند و هیچ کدام به تنهائی قادربه ادامه حیات نیستندومردم آنهادر فقروفلاکت شدید زندگی می کنند. روندی که خواست وهدف آن تامین نقش رهبری ونفوذسرمایه انحصاری آلمان درمنطقه بالکان بود. بهمین دلیل است که دولت های تاکنونی آلمان ازKohlکهل، شرودر Schröderهمگی بعنوان مدافعین سرسخت، تعیین حق سرنوشت بخش های جداگانه یوگسلاوی ظاهرشدند. آنها به جنگ و ویرانگری دامن زدند وخودآنرا رهبری کردند.

حال به اکرائین برگردیم

امروزه دولت ائتلافی آلمان برتمامیت ارضی اکرائین پافشاری می کند ولی همزمان آتش اعتراضات نیروهای حامی اتحادیه اروپا را دامن می زند. بورژوازی انحصاری آلمان درصدداست،اکرائین کشوربزرگ جنوب فدراسیون روسیه،را که هم مرزبامنابع زیرزمینی گرانبها وسرشار دریای خزراست کاملن ازحوزه نفوذروسیه خارج کرده وبه انقیاد خود درآورد.

به همین دلیل دعوابهیچ وجه برسرحقوق خلق ها نیست، بلکه منافع معین امپریالیستی درمیان است.

1) zit. nach Ralf Hartmann „Die ehrlichen Makler“, Berlin 1998, S.19 منابع:

2) ebenda S.44

3) siehe dazu: www. german-foreign-policy.com v. 10.4.2014 „Regierungsamtliche Vokative“

………………………………………………………………………………………………..

*OlegTjagnibokاولگ تیاگنیبوک چه کسی است؟ اویک سیاستمدارملی گرای اکرائینی است. این شخص ازسال2004 ریاست جمعیت اتحادیه سراسری اکرائینSwoboda -„آزادی„.رابعهده داشت ونیزمسئول فراکسیون این جریان درمجلس اکرائین بود. درسال2012اوومعاونشIhorMiroshnychenkoایهورمیروشینشکودرلیست سیمون ویزنتالSimon Wiesenthal بخاطر فعالیت های ضدیهودیت جزو ده نفر اول قرارداشتند. تیاگنیبوک ادعا کرده بود، که اکرائین توسط یک باندمافیائی یهودیروسی اداره می شودومیروشنیشنکوهنرپیشه زن اکرائینیMila Kunis را بعنوانیهودی کثیفدشنام داده بود.

تذکر:این مقاله ازنشریهبروی خطکه توسط حزب کمونیست آلمانمونیخ وگروه نشریه کارگری کمونیستی انتشارمی یابد، برداشت شده است که جلودرب کارخانه های مونیخ پخش میشود. این نوشته بخاطردست یابی یه اخباردرست درباره مسایل جاری دراکرائین ترجمه شده است وبمعنای تائید تمامی مواضع ایدولوژیک وسیاسی این جریانات نیست. ویننوامبر 2014

برای آگاهی بیشتر بانظریات این دوجریان میتوانید باآدرسهای زیرتماس بگیرید:

http://www.kaz-online.de

 

Advertisements

Über prolrevol

proletarische revolution revolutionär-kommunistische zeitung in österreich
Dieser Beitrag wurde unter PR-Artikel (einzel), Uncategorized veröffentlicht. Setze ein Lesezeichen auf den Permalink.

Kommentar verfassen

Trage deine Daten unten ein oder klicke ein Icon um dich einzuloggen:

WordPress.com-Logo

Du kommentierst mit Deinem WordPress.com-Konto. Abmelden / Ändern )

Twitter-Bild

Du kommentierst mit Deinem Twitter-Konto. Abmelden / Ändern )

Facebook-Foto

Du kommentierst mit Deinem Facebook-Konto. Abmelden / Ändern )

Google+ Foto

Du kommentierst mit Deinem Google+-Konto. Abmelden / Ändern )

Verbinde mit %s